ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام

خرید بک لینک
نگاهِ غمگینش را از دور دستها می گیرد - نفسی عمیق به سینه می کشد و همراهِ بازدمش غمی آشنا در فضا پخش می شود. گویی سالهایِ غمش را خاموش گفته و رسیده به نفس تازه کردن. مکثش طولانی نیست ولی بلاتکلیف است. ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام...

ما را در سایت ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 3:07

Yesterday when I was young دیروز که جوان بودم the taste of life was sweet as rain upon my tongue طعم زندگی همچون باران شیرین بود بر زبانم I teased at life as if it were a foolish game زندگی را دس ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام...

ما را در سایت ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 3:07

توجه شما را به بخشنامه جدید اداره مان خطاب به نیروهای پیمانکاری جلب می کنم: بسمه تعالی پرسنل محترم شرکت ... با سلام و احترام به اطلاع میرساند: با عنایت به عدم تامین بودجه ماموریت (برون شهری و درون ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام...

ما را در سایت ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 3:07

ساغرم شکست ای ساقی رفتهام زدست ای ساقی (2) درمیان توفانبرموج غم نشسته منم در زورق شـکستـــه منـــم ای نـاخ ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام...

ما را در سایت ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 3:07

گاهی آنقدر به نداشتن بعضی چیزهای حیاتیِ زندگی عادت می کنیم که احساسات متلاطمِ گاه و بیگاه مان برایِ خودمان غریب اند و در عین حال رفتارمان چنان عادی که دیگران هرگز به فکرشان هم نمی رسد در درون مان چه م ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام...

ما را در سایت ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 3:07

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور گر بهار ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام...

ما را در سایت ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 3:07

از همه ی حرفهایی که می خواهم بگویم تنها یکی را طلب می کنم و بقیه بماند بین سکوتهای من و خـدایی و بزرگی تو

«خدایا می شود خواهش کنم کمی از صبوری و حکمت و معرفتت به من عنایت کنی»

«حتی اگر به قدر دانه شنی باشد»

ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام...

ما را در سایت ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 3:07

گاهی وقت ها چیزهایی می نویسم که دلم نمی خواهم بعدها وقتی می خوانم شان به اندوه و حال آن زمان برگردم بنابراین «رمز» می گذارم... رمزهای که جایی یادداشت شان نمی کنم. به کسی نمی گویم و فقط گاهی وقتها که وبلاگم را مرور می کنم، با دیدنشان یادم می افتد که آن موقع چه حالِ بدی داشتم و ...

ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام...

ما را در سایت ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 3:07

آن وقتها که ترانه زندگی بانو هایده را زمزمه می کردم، خودم نمی فهمیدم چرا آنقدر برایم سوزناک بود و از عمق جانم آه برمی آمد. می خواستیم مثل این روزُ نبینیم که دیدیم که حالا (حداقل چندسال اخیر اداری)، آن ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام...

ما را در سایت ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 3:07

تنها تو می دانی که به چه می اندیشم

کمکم کن آن چیزی بشوم که تو میخواهی

و تو مرا تنها راهنما باش

ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام...

ما را در سایت ماجراهای زندگی - گلشید و آرشام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 3:07

صفحه بندی